صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
172
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
كرده است . نظر نويسندهء الميزان هم تأكيدى بر درستى اين تفسير است و به منابع متعدّدى بازمىگردد كه همهء اينها نزد ابو سعيد خدرى به هم مىرسند كه گفت : پيامبر ( ص ) فرمودند : إتّقوا فراسة المؤمن فإنّه ينظر بنور اللّه « 1 » . » آنگاه تلاوت فرمودند : « إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ » ؛ يعنى اهل فراست . پس از آن كه مشخص شد كه اجماع آن است كه توسّم همان تفرّس مىباشد ، ضرورى است كه فراست موضوع سخن ما باشد و توجّه بيشترى را به خود جلب كند . فراست همان است كه عربها مىشناسند : « استدلال به هيأت ، أشكال و سخنان انسان بر صفات و طبيعت او . » در تعريفات جرجانى آمده است ؛ يعنى : « مكاشفهء يقين و مشاهدهء غيب . » دربارهء فراست هر چه گفته شده باشد ، تعريفى بالاتر از تعريف پيامبر ( ص ) وجود ندارد كه فرمودند : « اتّقوا فراسة المؤمن فانّه ينظر بنور اللّه و ينطق بتوفيق اللّه . » طبرى از قول أنس ، سخن پيامبر ( ص ) را چنين نقل مىكند : « انّ للّه عبادا يعرفون الناس بالتوسّم . » « 2 » صوفيان چه مىگويند ؟ در رسالهء قشيريه متوسّم كسى است كه نشانه را مىشناسد و به آنچه كه در سويداى دل نهفته است عارف است ؛ و شخص بافر است به نور الهى مىنگرد . در اين كتاب به اقوال متعدّدى از عارفان و صوفيان اهل الهام برمىخوريم كه آنچه را كه از آن معانى مفيدترند بيان مىكنيم ؛ مثل پاسخ آنها به پرسشگرى كه از فراست پرسيد ، و گفتند : « أرواحى كه در ملكوت مىگردند و بر معانى غيب اشراف دارند و از اسرار آفرينش به سان سخنى از روى مشاهده سخن مىگويند ، نه سخنى از سر حدس و گمان . » تقريبا اين نظر بين سخن واسطى و اين سخن تفاوت مىگذارد : « فراست ، درخشش نورهايى است كه در قلب مىدرخشد و رسيدن به شناختى است كه درونها را در عالم غيب از غيبى به غيبى مىبرد تا اشياء را از آن حيث كه حق آنها را به او نمايانده است ، مشاهده كند و از باطن خلق سخن مىگويد . » سخن اينها چقدر به سخن منسوب به ابو سعيد خرّاز نزديك است كه گفت : « هر كس به نور فراست
--> ( 1 ) - از فراست مؤمن بپرهيزيد ، كه او به نور الهى مىنگرد . ( 2 ) - خداوند بندگانى دارد كه مردم را به زيركى و فراست ( خود ) مىشناسند .